پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

مردم ازین الم: که نمردم برای تو

ای خاک بر سرم، که نشد خاک پای تو!

گر اختیار مرگ بدستم دهد قضا

روزی هزار بار بمیرم برای تو

غم نیست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد

ای کاش! ذره ذره شود در هوای تو

گویم دعا و عمر ابد خواهم از خدا

تا عمر خویش صرف کنم در دعای تو

در آرزوی آنکه: بمن آشنا شوی

آمیختم بهر که بود آشنای تو

جای تو در حریم وصالست، ای رقیب

ای کاش! بودمی، من بیدل، بجای تو

از پادشاهی همه آفاق خوشترست

این سلطنت که: گشت هلالی گدای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷ما ز یک جانب، رقیب از یک طرف در کوی تو
  2. شمارهٔ ۳۴۸سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو
  3. شمارهٔ ۳۴۹آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
  4. شمارهٔ ۳۵۰باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
  5. شمارهٔ ۳۵۱این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
  6. شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
  7. شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
  8. شمارهٔ ۳۵۴هر کس که نیست کشته عشقت هلاک به
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.