پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو

بنه پا بر سرم، تا سر نهم بر خاک پای تو

معاذالله! مرا در دادن جان نیست تقصیری

نه یک جان بلکه گر صد جان بود، سازم فدای تو

مرا تا مبتلا کردی، اسیر صد بلا کردی

که، یارب، هیچکس هرگز نگردد مبتلای تو!

تو، ای نازک دل، آخر با جفا آزرده می گردی

مبادا آنکه باشد آه سردی در قفای تو!

ازان لب جان مده کس را، وگر خواهی که جان بخشی

مرا، باری، که من جان داده ام عمری برای تو

مکن اظهار شکر از شیوه مهر و وفای من

که اینها نیست هرگز در خور جور و جفای تو

هلالی را بشمشیر تغافل بی گنه کشتی

گناه خود نمی داند، تو دانی و خدای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶سازم قدم ز دیده و آیم بسوی تو
  2. شمارهٔ ۳۴۷ما ز یک جانب، رقیب از یک طرف در کوی تو
  3. شمارهٔ ۳۴۸سینه مجروحست و از هر جانبی صد غم درو
  4. شمارهٔ ۳۴۹آمده ای بمنزلم، ای مه نازنین، فرو
  5. شمارهٔ ۳۵۰باز، ای سوار شوخ، کجا می روی؟ مرو
  6. شمارهٔ ۳۵۱این چه چشسمت؟ که بی خوابم ازو
  7. شمارهٔ ۳۵۲یار وداع می کند، تاب وداع یار کو؟
  8. شمارهٔ ۳۵۳بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.