پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

چند گیرد جام می کام از لب میگون او؟

ساقیا، بگذار، تا بر خاک ریزم خون او

قصه لیلی و مجنون پای تا سر خوانده ام

هم تو از لیلی فزونی، هم من از مجنون او

مهر آن مه را بجان خواهم، که بس لایق فتاد

عشق روز افزون من با حسن روز افزون او

داغها دارم بدل چون لاله و نتوان نهفت

کان همه داغ درون پیداست از بیرون او

درد ما چون حسن او هر روز اگر افزون شود

زود خواهد کشت ما را حسن روز افزون او

از فسونگر نیست چون بیخوابی ما را علاج

پیش ما افسانه بهتر باشد از افسون او

نامه قتلم نوشت و ساخت عنوانش بخون

تا هم از عنوان شوم آگاه بر مضمون او

سرو میگوید هلالی قد موزون ترا

در عبارت کوته آمد طبع ناموزون او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷روزم از بیم رقیبان نیست ره در کوی او
  2. شمارهٔ ۳۳۸چند سوزی داغها بر دست؟ آه از دست تو
  3. شمارهٔ ۳۳۹چند پنهان کنم افسانه هجران از تو؟
  4. شمارهٔ ۳۴۰من بیدل بعمر خود ندیدم یک نگاه از تو
  5. شمارهٔ ۳۴۱لیلی و مجنون اگر میبود در دوران تو
  6. شمارهٔ ۳۴۲نمیکشیم سر از آستان خانه تو
  7. شمارهٔ ۳۴۳ای بی‌وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟
  8. شمارهٔ ۳۴۴بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.