پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

از فراق آن پری هر دم فزون شد درد من

ساخت ظاهر درد دل را اشک و رنگ زرد من

تا بکی از عشق او جور و جفا خواهم کشید؟

ای رفیقان، سوخت دیگر جان غم پرورد من

گرچه دور از آستان دوست گشتم خاک راه

کاش! روزی باد در کویش رساند گرد من

آتش عشق تو در جان من شیدا فتاد

شد مدد با آتش عشق تو آه سرد من

چون هلالی در غم عشق بتان سنگدل

محنت و اندوه خوبان برد خواب و خورد من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰بخاک پای تو، ای سرو ناز پرور من
  2. شمارهٔ ۳۱۱پشت و پناه من بود، دیوار دلبر من
  3. شمارهٔ ۳۱۲دل خون شد از امید و نشد یار یار من
  4. شمارهٔ ۳۱۳در کوی بتان نیست کسی زارتر از من
  5. شمارهٔ ۳۱۴نه رحم در دل یار و نه صبر در دل من
  6. شمارهٔ ۳۱۵تا بکی تند شوی بهر جفای دل من؟
  7. شمارهٔ ۳۱۶ای قدت نازک نهال جویبار چشم من
  8. شمارهٔ ۳۱۷فدای آن سگ کو باد جان ناتوان من
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.