پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی

هلالی جغتایی

غزلیات

۴۲۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ بر بستر هلاکم، بیمار و زار مانده
  2. شمارهٔ ۳۶۲ ای همچو پری از من دیوانه رمیده
  3. شمارهٔ ۳۶۳ بخون نشست دلم، خار غم خلیده خلیده
  4. شمارهٔ ۳۶۴ دردا! که باز ما را دردی عجب رسیده
  5. شمارهٔ ۳۶۵ خطت، که رقم بر ورق لاله کشیده
  6. شمارهٔ ۳۶۶ به کجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟
  7. شمارهٔ ۳۶۷ ترا، که جان منی، ساخت ناتوان روزه
  8. شمارهٔ ۳۶۸ گر نیست جام گلگون، خوش نیست دور لاله
  9. شمارهٔ ۳۶۹ تا چند بهر کشتن ما جور و کین همه؟
  10. شمارهٔ ۳۷۰ زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همه
  11. شمارهٔ ۳۷۱ با تو هر ساعت مرا عرض نیازست این همه
  12. شمارهٔ ۳۷۲ ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
  13. شمارهٔ ۳۷۳ دوش پیمانه تهی آمدم از می خانه
  14. شمارهٔ ۳۷۴ بی‌جهت با ما چرا آهنگ غوغا کرده‌ای؟
  15. شمارهٔ ۳۷۵ ای که به خون مردمان چشم سیاه کرده‌ای
  16. شمارهٔ ۳۷۶ کشیده‌ای می و بالای منظر آمده‌ای
  17. شمارهٔ ۳۷۷ ای آنکه در نصیحت ما لب گشوده‌ای
  18. شمارهٔ ۳۷۸ امشب تو باز چشم و چراغ که بوده‌ای؟
  19. شمارهٔ ۳۷۹ چون گویمت که: در دل ویران من درآی
  20. شمارهٔ ۳۸۰ مست با رخسار آتشناک بیرون تاختی
  21. شمارهٔ ۳۸۱ من نگویم که: وفا یار مرا بایستی
  22. شمارهٔ ۳۸۲ ز من بیگانه شد، بیگانه با اغیار بایستی
  23. شمارهٔ ۳۸۳ ماه من، روی تو خوبست و چنین بایستی
  24. شمارهٔ ۳۸۴ ای ز بهار تازه تر، تازه بهار کیستی؟
  25. شمارهٔ ۳۸۵ گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
  26. شمارهٔ ۳۸۶ بر من، ای شوخ، ستم‌ها کردی
  27. شمارهٔ ۳۸۷ رفتی، ای ماه، که از مهر وفا می‌کردی
  28. شمارهٔ ۳۸۸ ای شهسوار حسن، بمیدان خوش آمدی
  29. شمارهٔ ۳۸۹ دوشینه کجا رفتی و مهمان که بودی؟
  30. شمارهٔ ۳۹۰ ای مسلمانان، گرفتارم بدست کافری
  31. شمارهٔ ۳۹۱ چند پرسم خبر وصل و نیابم اثری؟
  32. شمارهٔ ۳۹۲ من بنده کمین و تو سلطان کشوری
  33. شمارهٔ ۳۹۳ ز دوری تا به کی، ما را چنین مهجور می‌داری؟
  34. شمارهٔ ۳۹۴ تو در میدان و من چون گوی در ذوق سراندازی
  35. شمارهٔ ۳۹۵ دلا، رفت آنکه: وصل دلستانی داشتم روزی
  36. شمارهٔ ۳۹۶ شب فراق ز صبحم خبر چه می‌پرسی؟
  37. شمارهٔ ۳۹۷ دیده ام از تو بلایی که ندیدست کسی
  38. شمارهٔ ۳۹۸ تا کی بکنج صبر جگر خون کند کسی؟
  39. شمارهٔ ۳۹۹ چند از بلای هجر جگر خون کند کسی؟
  40. شمارهٔ ۴۰۰ بس که جانها همه شد صرف تو جانان کسی
  41. شمارهٔ ۴۰۱ زهی شراب لبت مایه طربناکی!
  42. شمارهٔ ۴۰۲ آخر، ای شوخ، دل از جور تو غمگین تا کی؟
  43. شمارهٔ ۴۰۳ جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!
  44. شمارهٔ ۴۰۴ یار دور از صحبت اغیار بودی کاشکی!
  45. شمارهٔ ۴۰۵ با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!
  46. شمارهٔ ۴۰۶ ای گلستان جمالت در کمال خرمی
  47. شمارهٔ ۴۰۷ اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانی
  48. شمارهٔ ۴۰۸ تو از من فارغ و من از تو دارم صد پریشانی
  49. شمارهٔ ۴۰۹ چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟
  50. شمارهٔ ۴۱۰ ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی
  51. شمارهٔ ۴۱۱ چه شد که جانب اهل وفا گذر نکنی؟
  52. شمارهٔ ۴۱۲ ناگاه اگر ز ما سخنی گوش می‌کنی
  53. شمارهٔ ۴۱۳ ای که در عاشق‌کشی هر لحظه صد خون می‌کنی
  54. شمارهٔ ۴۱۴ تیر و کمان گرفته‌ای، سوی شکار می‌روی
  55. شمارهٔ ۴۱۵ سوی شکار، ای بت رعنا، چه می‌روی؟
  56. شمارهٔ ۴۱۶ آن کف پا بر زمین حیفست، ای سرو سهی
  57. شمارهٔ ۴۱۷ خدا را سوی مشتاقان نگاهی
  58. شمارهٔ ۴۱۸ ای صد هزار چون من خاک در سرایی
  59. شمارهٔ ۴۱۹ به رهت ز رشک میرم، چو به غیر همره آیی
  60. شمارهٔ ۴۲۰ چند رسوا شوم از عشق من شیدایی؟

متن اشعار به نقل از گنجور.