پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!

هم اجل، چون عمر، ما را بر سرآید کاشکی!

آرزو دارم که بینم: سنبل تر بر گلش

زودتر این آرزوی من بر آید کاشکی!

چند با آن شکل شهر آشوب آید خشمناک؟

چند روزی هم بشکل دیگر آید کاشکی!

باغ خوبی را نباشد چون وفا هرگز بری

آن نهال حسن روزی در بر آید کاشکی!

وه! چه گفتم؟ هر غمی کز جور خوبان ممکنست

آن همه بر سینه غم پرور آید کاشکی!

درد دل کم کن، هلالی، از خدنگ مهوشان

بر دل از بیدادشان صد خنجر آید کاشکی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!
  2. شمارهٔ ۴۰۶ای گلستان جمالت در کمال خرمی
  3. شمارهٔ ۴۰۷اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانی
  4. شمارهٔ ۴۰۸تو از من فارغ و من از تو دارم صد پریشانی
  5. شمارهٔ ۴۰۹چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟
  6. شمارهٔ ۴۱۰ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی
  7. شمارهٔ ۴۱۱چه شد که جانب اهل وفا گذر نکنی؟
  8. شمارهٔ ۴۱۲ناگاه اگر ز ما سخنی گوش می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.