پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

آخر، ای شوخ، دل از جور تو غمگین تا کی؟

وین جفاهای تو بر عاشق مسکین تا کی؟

گریه تلخ مرا کشت، بگو، بهر خدا

که: ترا با دگران خنده شیرین تا کی؟

بی سبب چشم ترا خشم بمردم تا چند؟

بی جهت گوشه ابروی ترا چین تا کی؟

رفتنت شیوه و دیر آمدنت آیینست

آمد و رفت باین شیوه و آیین تا کی؟

تو سرناز برآورده بشوخی همه روز

ما ز دردت سر اندوه ببالین تا کی؟

گاه از دوست غمی، گاه ز دشمن المی

غم آن چند کشیم و الم این تا کی؟

خشم و کین تو دل و جان هلالی را سوخت

آه! تا چند بود خشم تو و کین تا کی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴یار دور از صحبت اغیار بودی کاشکی!
  2. شمارهٔ ۴۰۵با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!
  3. شمارهٔ ۴۰۶ای گلستان جمالت در کمال خرمی
  4. شمارهٔ ۴۰۷اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانی
  5. شمارهٔ ۴۰۸تو از من فارغ و من از تو دارم صد پریشانی
  6. شمارهٔ ۴۰۹چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟
  7. شمارهٔ ۴۱۰ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی
  8. شمارهٔ ۴۱۱چه شد که جانب اهل وفا گذر نکنی؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.