پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

زهی شراب لبت مایه طربناکی!

نموده نرگس مستت هزار بی باکی

گذر بدامن پاکت نکرده باد صبا

کجا شکفت گلی در چمن بدین پاکی؟

بیک کرشمه، که کردی، هزار دل بردی

تبارک الله ازین چابکی و چالاکی!

نشسته ام برهت چون غبار و می ترسم

که ناگهان بکشی دامن از من خاکی

جواب تلخ شنیدن ز لعل میگونت

چو تلخی می ناب آورد فرحناکی

تن ضعیف هلالی بهیچ لایق نیست

جزین که بر سر آتش نهی بخاشاکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳جان من در فرقت جانان برآید کاشکی!
  2. شمارهٔ ۴۰۴یار دور از صحبت اغیار بودی کاشکی!
  3. شمارهٔ ۴۰۵با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!
  4. شمارهٔ ۴۰۶ای گلستان جمالت در کمال خرمی
  5. شمارهٔ ۴۰۷اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانی
  6. شمارهٔ ۴۰۸تو از من فارغ و من از تو دارم صد پریشانی
  7. شمارهٔ ۴۰۹چه حاجتست که گه خشم و گه عتاب کنی؟
  8. شمارهٔ ۴۱۰ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.