پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

ای که در عاشق‌کشی هر لحظه صد خون می‌کنی

آه! اگر عاشق نماند بعد ازین چون می‌کنی؟

گرچه دایم بر اسیران جور می‌کردی ولی

پیش ازین هرگز نکردی آنچه اکنون می‌کنی

وعده فرمودی که: سویت بگذرم، تا خیر چیست؟

کار خیرست این، چرا نیت دگرگون می‌کنی؟

می‌نمایی عارض چون آفتاب از روی مهر

مهر دیگر بر سر مهر من افزون می‌کنی

ای فسونگر، زان پری افسانه خوانی بر سرم

عاشق دیوانه را تا چند افسون می‌کنی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵سوی شکار، ای بت رعنا، چه می‌روی؟
  2. شمارهٔ ۴۱۶آن کف پا بر زمین حیفست، ای سرو سهی
  3. شمارهٔ ۴۱۷خدا را سوی مشتاقان نگاهی
  4. شمارهٔ ۴۱۸ای صد هزار چون من خاک در سرایی
  5. شمارهٔ ۴۱۹به رهت ز رشک میرم، چو به غیر همره آیی
  6. شمارهٔ ۴۲۰چند رسوا شوم از عشق من شیدایی؟
  7. شمارهٔ ۴۲۱چون در میان خوبان رسمیست بی وفایی
  8. شمارهٔ ۴۲۲سحرگاهان که چون خورشید از منزل برون آیی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.