پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱

چون در میان خوبان رسمیست بی وفایی

بیگانگی ازیشان بهتر از آشنایی

هر روز با خود ار چه میسازم آشنایت

خود را چو روز اول بیگانه مینمایی

جان منست جانان، تا او جدا شد از من

جان هم ز تن جدا شد، فریاد ازین جدایی!

افتاده ام ز وصلش در محنت رقیبان

دولت مرا نسازد، ای بخت بد، کجایی؟

در کوی عشقبازی از نام و ننگ بگذر

با یکدگر نزیبد رندی و پارسایی

تا دیده ام، هلالی، خود را گدای کویش

سلطان وقت خویشم، خوش وقت این گدایی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۳عشاق را حیات بجانست و جان تویی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.