پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۷

خدا را سوی مشتاقان نگاهی

پیاپی گر نباشد گاه گاهی

نگاهی کن بامیدی که داری

که دارم از تو امید نگاهی

بیا ای آفتاب عالم افروز

که پیش آمد عجب روز سیاهی

رقیبا امشب از من بر حذر باش

که خواهم سوخت عالم را به آهی

رود سالی که آن مه را ندیدم

که دیده‌ست این چنین سالی و ماهی؟

به نزد خوشه‌چین خرمن عشق

همه عالم نمی‌ارزد به کاهی

هلالی خاک شد سویش گذر کن

چه دامن می کشی از خاک راهی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۹به رهت ز رشک میرم، چو به غیر همره آیی
  2. شمارهٔ ۴۲۰چند رسوا شوم از عشق من شیدایی؟
  3. شمارهٔ ۴۲۱چون در میان خوبان رسمیست بی وفایی
  4. شمارهٔ ۴۲۲سحرگاهان که چون خورشید از منزل برون آیی
  5. شمارهٔ ۴۲۳عشاق را حیات بجانست و جان تویی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.