پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

به رهت ز رشک میرم، چو به غیر همره آیی

نه تهور تغافل، نه مجال آشنایی

متحیرم که: پیشت چه مجال بود دوشم؟

که نه شکر وصل کردم، نه شکایت جدایی

مه من، هنوز طفلی، به جفا مباش مایل

که طبیعت تو عادت نکند به بی‌وفایی

طلب وصال کردم ز نظر فگند یارم

چه کنم؟ که خوار گشتم ز مذلت گدایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱چون در میان خوبان رسمیست بی وفایی
  2. شمارهٔ ۴۲۲سحرگاهان که چون خورشید از منزل برون آیی
  3. شمارهٔ ۴۲۳عشاق را حیات بجانست و جان تویی
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.