پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

من که باشم که می لعل بآن ماه کشم؟

بگذارید که حسرت خورم و آه کشم

بس که دریافت مرا لذت خونخواری عشق

دل نخواهد که: دگر باده دلخواه کشم

تا کند سوی من از راه ترحم نظری

هر زمان خیزم و خود را بسر راه کشم

میرم از غصه که: ناگاه بآن ماه رسد

آه سردی که من سوخته ناگاه کشم

چند درد و المش بر دل پر درد نهم؟

چند کوه ستمش با تن چون کاه کشم؟

پیش آن خسرو خوبان چه کشم ناوک آه؟

چیست این تحفه که من در نظر شاه کشم؟

ماه من رفت، هلالی، که نیامد ماهی

تا بکی محنت سی روزه ازین ماه کشم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲مشکل که رود داغت هرگز ز دل چاکم
  2. شمارهٔ ۲۵۳گر بخاکم گذرد یوسف گل پیرهنم
  3. شمارهٔ ۲۵۴هر شبی گویم که: فردا ترک این سودا کنم
  4. شمارهٔ ۲۵۵خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم
  5. شمارهٔ ۲۵۶با تو خواهم شرح غم‌های دل محزون کنم
  6. شمارهٔ ۲۵۷دل را ز چاک سینه توانم برون کنم
  7. شمارهٔ ۲۵۸آهم شنید و رنجه شد آن ماه چون کنم؟
  8. شمارهٔ ۲۵۹ای تو آرام دل و جان، از تو دوری چون کنم؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.