پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

تا عمر بود، در هوس روی تو باشم

در خاک شوم، خاک سر کوی تو باشم

فردای قیامت نروم جانب طوبی

در سایه سرو قد دلجوی تو باشم

خوش آنکه زبان از پی دشنام برآری

من دست برآورده، دعاگوی تو باشم

پهلوی تو پیوسته نشینند رقیبان

تا من نتوانم که بپهلوی تو باشم

از غمزه تو کاست تن من، که چو مویی

من موی شوم در خم گیسوی تو باشم

هر گه که تو از  ناز بری دست بچوگان

خواهم همه تن سر شوم و گوی تو باشم

ای شاخ گل تازه، منم بلبل این باغ

معذورم، اگر شیفته روی تو باشم

روزی که فلک نام مرا خواند: هلالی

می خواست که من مایل ابروی تو باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹گفت یار: از ما بکن قطع نظر، گفتم: به چشم!
  2. شمارهٔ ۲۵۰من که باشم که می لعل بآن ماه کشم؟
  3. شمارهٔ ۲۵۱چون قامت آن سرو سهی کرد هلاکم
  4. شمارهٔ ۲۵۲مشکل که رود داغت هرگز ز دل چاکم
  5. شمارهٔ ۲۵۳گر بخاکم گذرد یوسف گل پیرهنم
  6. شمارهٔ ۲۵۴هر شبی گویم که: فردا ترک این سودا کنم
  7. شمارهٔ ۲۵۵خود را نشان ناوک بد خوی خود کنم
  8. شمارهٔ ۲۵۶با تو خواهم شرح غم‌های دل محزون کنم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.