پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

ای پریچهره من، چند نشینی بکسان؟

دامن چون تو گلی حیف که گیرند خسان!

ماه من، چند باغیار کنی هم نفسی؟

تیره شد آینه لطف تو زین هم نفسان

پیش هر سفله بشیرین سخنی لب مگشا

شکرستان تو حیفست بکام مگسان

تکیه بر عشق جوانان هوسناک مکن

که بغیر از هوسی نیست درین بوالهوسان

سوخت بیچاره هلالی ز جفاهای رقیب

چاره اش وصل حبیبست، خدایا، برسان!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵در قبای ارغوانی قد آن سرو روان
  2. شمارهٔ ۲۹۶مشکل غمی‌ست عشق، که گفتن نمی‌توان
  3. شمارهٔ ۲۹۷منم، چون غنچه، در خوناب زان گل برگ تر پنهان
  4. شمارهٔ ۲۹۸جان به حسرت نتوان بی‌رخِ جانان دادن
  5. شمارهٔ ۲۹۹اگر برای تو مردن، چه باک از آن مردن؟
  6. شمارهٔ ۳۰۰خط ریحانش رقم بر نسترن خواهد زدن
  7. شمارهٔ ۳۰۱گل برگ را ز سایه سنبل نقاب کن
  8. شمارهٔ ۳۰۲ای معلم، خاطر غمدیده من شاد کن
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.