پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

عجب شکسته‌دل و زار و ناتوان شده‌ام!

چنان که هجر تو می‌خواست، آنچنان شده‌ام

تو آفتابی و من ذره، ترک مهر مکن

که در هوای توام، گر بر آسمان شده‌ام

به گفت‌وگوی تو افسانه گشته‌ام همه‌جا

به جست‌وجوی تو آواره جهان شده‌ام

خدای را، دگر، ای باد، سوی من مگذر

که من به کوی کسی خاک آستان شده‌ام

چه گویم از تن بیمار و کنج محنت خویش؟

به تنگنای لحد مشت استخوان شده‌ام

دلم ز شادی عالم گرفته است ولی

غمی که از تو رسیده است شادمان شده‌ام

از آن شده است، هلالی، دلم شکاف‌شکاف

که ناوک غم و اندوه را نشان شده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم
  2. شمارهٔ ۲۲۸به یارِ بی‌وفا عمری وفا کردم ندانستم
  3. شمارهٔ ۲۲۹هر شب بسر کوی تو از پای در افتم
  4. شمارهٔ ۲۳۰براهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
  5. شمارهٔ ۲۳۱اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
  6. شمارهٔ ۲۳۲بصد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
  7. شمارهٔ ۲۳۳عیدست، برون آی، که حیران تو گردم
  8. شمارهٔ ۲۳۴ز پیر میکده عمری در التماس شدم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.