پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم

تو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم

مرا عقوبت هجر تو بهتر از همه شادیست

تو راحت دگران شو، که من برای عذابم

بدیگران منشین و بجان من مزن آتش

مرا مسوز، که من خود بر آتش تو کبابم

اگر برای هلاک منست ناز و عتابت

بیا و قتل کن ایدون، که مستحق عتابم

سؤال بوسه نمودم، ولی تو لب نگشودی

سخن بعرض رسید و در انتظار جوابم

بگرد روی تو پروانه ام، که شمع مرادی

اگر تو روی بتابی، من از تو روی نتابم

بقدر خاک ره از من کسی حساب نگیرد

بکوی دوست، هلالی، ببین که: در چه حسابم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹هر شب بسر کوی تو از پای در افتم
  2. شمارهٔ ۲۳۰براهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
  3. شمارهٔ ۲۳۱اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
  4. شمارهٔ ۲۳۲بصد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
  5. شمارهٔ ۲۳۳عیدست، برون آی، که حیران تو گردم
  6. شمارهٔ ۲۳۴ز پیر میکده عمری در التماس شدم
  7. شمارهٔ ۲۳۵کاشکی! خاک حریم حرمت می‌بودم
  8. شمارهٔ ۲۳۶دو روز شد که ز درد فراق بیمارم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.