پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

روزی که در فراق جمال تو بوده‌ام

گریان در اشتیاق وصال تو بوده‌ام

هرسو که رفته‌ام به هوای تو رفته‌ام

هرجا که بوده‌ام به خیال تو بوده‌ام

هرگه شکرلبی به کسی کرد گفت‌وگو

در حسرت جواب و سؤال تو بوده‌ام

جایی که داغ بر ورق لاله دیده‌ام

آنجا به یاد عارض و خال تو بوده‌ام

چون کرده‌ام نظاره قد بلند سرو

در آرزوی تازه‌نهال تو بوده‌ام

القصه، رخ نما، که هلالی‌صفت بسی

مشتاق آفتاب جمال تو بوده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸به یارِ بی‌وفا عمری وفا کردم ندانستم
  2. شمارهٔ ۲۲۹هر شب بسر کوی تو از پای در افتم
  3. شمارهٔ ۲۳۰براهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
  4. شمارهٔ ۲۳۱اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
  5. شمارهٔ ۲۳۲بصد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
  6. شمارهٔ ۲۳۳عیدست، برون آی، که حیران تو گردم
  7. شمارهٔ ۲۳۴ز پیر میکده عمری در التماس شدم
  8. شمارهٔ ۲۳۵کاشکی! خاک حریم حرمت می‌بودم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.