پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

ز پیر میکده عمری در التماس شدم

که خاک درگه دیر فلک اساس شدم

غم مرا بغم دیگران قیاس مکن

که من نشانه غمهای بی قیاس شدم

مرا ز حسن تو صنع خدای ظاهر شد

ترا شناختم، آنگه خداشناس شدم

سپاس عید بود پاس نقل و باده و جام

هزار شکر که مشغول این سپاس شدم!

پلاس فقر، هلالی، لباس فخر منست

من از برای تفاخر درین لباس شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶دو روز شد که ز درد فراق بیمارم
  2. شمارهٔ ۲۳۷من نه آنم که دل خویش مشوش دارم
  3. شمارهٔ ۲۳۸یار آمد و من طاقت دیدار ندارم
  4. شمارهٔ ۲۳۹عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم
  5. شمارهٔ ۲۴۰هر زمان بر صف خوبان بتماشا گذرم
  6. شمارهٔ ۲۴۱خواهم که: بزیر قدمت زار بمیرم
  7. شمارهٔ ۲۴۲بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم
  8. شمارهٔ ۲۴۳پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.