پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر

جامه آتشناک و رو از جامه آتشناک تر

تا چو گل نازک تنش را دیدم، از جیب قبا

سینه من چاک شد، چون دامن من چاک تر

حیف باشد آنکه: دوزم دیده بر دامان او

زانکه باشد دامنش از دیده من پاک تر

التماس قتل خود کردم، روان، برخاستی

الله، الله! برنخیزد سرو ازین چالاک تر

صد مسلمان از تو در فریاد و باکت هیچ نیست

این چه بی باکیست؟ ای از کافران بی باک تر!

گفته ای: از بهر پابوسم، هلالی، خاک شو

من خود اول خاک بودم، گشتم اکنون خاک تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
  2. شمارهٔ ۱۸۶حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
  3. شمارهٔ ۱۸۷با رخ زرد آمدم سوی درت، ای سروناز
  4. شمارهٔ ۱۸۸برو، ای نرگس رعنا، تو باین چشم مناز
  5. شمارهٔ ۱۸۹قد تو عمر درازست و سرو گلشن ناز
  6. شمارهٔ ۱۹۰یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز
  7. شمارهٔ ۱۹۱از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟
  8. شمارهٔ ۱۹۲برخیز طبیبا، که دل آزرده ام امروز
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.