پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر

عاشق روی توام بیشتر از پیش تر

ای بتو میل دلم هر نفسی بیشتر

خوبی تو هر زمان بیشتر از پیش تر

پرسش اگر میکنی عاشق درویش را

از همه عاشق ترم وز همه درویش تر

با غم ایوب نیست رنج مرا نسبتی

صبرم ازو کمترست، دردم ازو بیش تر

عشق تو اندیشه را سوخت، که رسوا شدم

ور نه کس از من نبود عاقبت اندیش تر

کیش بتان کافریست، مذهب ایشان ستم

و آن بت بد کیش من از همه بد کیش تر

غمزه زنان آمدی، سوی هلالی بناز

سینه او ریش بود، آه! که شد ریش تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
  2. شمارهٔ ۱۸۵وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
  3. شمارهٔ ۱۸۶حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
  4. شمارهٔ ۱۸۷با رخ زرد آمدم سوی درت، ای سروناز
  5. شمارهٔ ۱۸۸برو، ای نرگس رعنا، تو باین چشم مناز
  6. شمارهٔ ۱۸۹قد تو عمر درازست و سرو گلشن ناز
  7. شمارهٔ ۱۹۰یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز
  8. شمارهٔ ۱۹۱از آن چه سود که نوروز شد جهان افروز؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.