پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر

لعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر

از بهر آنکه با تو شبی آورم بروز

خواهم شبی ز روز قیامت درازتر

جان از تب فراق تو در یک نفس گداخت

هرگز تبی نبود ازین جانگدازتر

من در رهت نهاده بیاری سر نیاز

تو هر زمان زیاری من بی نیازتر

درباختیم دنیی و عقبی بعشق پاک

در کوی عشق نیست ز ما پاکبازتر

دردا! که باز کار هلالی ز دست رفت

کارش بساز، ای ز همه کارسازتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
  2. شمارهٔ ۱۸۴هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
  3. شمارهٔ ۱۸۵وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
  4. شمارهٔ ۱۸۶حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
  5. شمارهٔ ۱۸۷با رخ زرد آمدم سوی درت، ای سروناز
  6. شمارهٔ ۱۸۸برو، ای نرگس رعنا، تو باین چشم مناز
  7. شمارهٔ ۱۸۹قد تو عمر درازست و سرو گلشن ناز
  8. شمارهٔ ۱۹۰یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.