پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل

با مردم بی غم نتوان گفت غم دل

جا کن به دل و دیده، که غیر از تو نشاید

سلطان سراپرده چشم و حرم دل

ای صبر، کجایی؟ که ز حد میگذرد باز

بر دل ستم آن مه و بر من ستم دل

پای دلم افگار شد از خار ره عشق

ای کاش! درین ره نرسیدی قدم دل

در عشق تو رسوای جهانست هلالی

گاه از غم بسیار و گه از صبر کم دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
  2. شمارهٔ ۲۲۳ای در دلم ز آتش عشق تو صد الم
  3. شمارهٔ ۲۲۴نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
  4. شمارهٔ ۲۲۵عجب شکسته‌دل و زار و ناتوان شده‌ام!
  5. شمارهٔ ۲۲۶روزی که در فراق جمال تو بوده‌ام
  6. شمارهٔ ۲۲۷ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم
  7. شمارهٔ ۲۲۸به یارِ بی‌وفا عمری وفا کردم ندانستم
  8. شمارهٔ ۲۲۹هر شب بسر کوی تو از پای در افتم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.