پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل

آن به که می کشم دو سه روزی به روی گل

گل دیدم، آرزوی کسی در دلم فتاد

کز دیدنش کسی نکند آرزوی گل

این دم که بوی دلکش گل می دهد نسیم

بس دلکش است گشت گلستان به بوی گل

خوش آن که یار باشد و من در حریم باغ

من سوی او نظر فکنم، او به سوی گل

دید آن دو رخ هلالی و آسوده دل نشست

از جست و جوی لاله و از گفت و گوی گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
  2. شمارهٔ ۲۲۵عجب شکسته‌دل و زار و ناتوان شده‌ام!
  3. شمارهٔ ۲۲۶روزی که در فراق جمال تو بوده‌ام
  4. شمارهٔ ۲۲۷ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم
  5. شمارهٔ ۲۲۸به یارِ بی‌وفا عمری وفا کردم ندانستم
  6. شمارهٔ ۲۲۹هر شب بسر کوی تو از پای در افتم
  7. شمارهٔ ۲۳۰براهت بینم و از بیخودی بر رهگذر غلتم
  8. شمارهٔ ۲۳۱اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.