پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

گر من ز شوق خویش نویسم به یار خط

یک حرف از آن ادا نشود در هزار خط

خوش صفحه ایست روی تو، یارب! که تا ابد

هرگز بر آن ورق ننشاند غبار خط

ما را بدور حسن تو با نو خطان چه کار؟

تا روی ساده هست نیاید بکار خط

خط گو: مباش گرد رخت، وه! چه حاجتست

مجموعه جمال ترا بر کنار خط؟

از خط روزگار مکش سر، که عاقبت

بر دفتر حیات کشد روزگار خط

زین پیش حسن خط بتان معتبر نبود

در دور عارض تو گرفت اعتبار خط

قاصد، بغیر چند بری خط یار را؟

یک بار هم بنام هلالی بیار خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمع
  2. شمارهٔ ۲۱۵مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!
  3. شمارهٔ ۲۱۶خوبان، اگر چه هر طرفی می کشند صف
  4. شمارهٔ ۲۱۷وه! که رفت آن شوخ و بر ما کرد بیداد از فراق
  5. شمارهٔ ۲۱۸نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک
  6. شمارهٔ ۲۱۹ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال
  7. شمارهٔ ۲۲۰ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
  8. شمارهٔ ۲۲۱نه رفیقی، که بود در پی غمخواری دل
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.