پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

غزلیات

۴۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ طبعم ز باده چون گل سیراب روشن است
  2. شمارهٔ ۶۲ دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
  3. شمارهٔ ۶۳ دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگری‌ست
  4. شمارهٔ ۶۴ بی تو شب تا روز چون شمعم به چشم تر گذشت
  5. شمارهٔ ۶۵ گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ست
  6. شمارهٔ ۶۶ گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است
  7. شمارهٔ ۶۷ عافیت سینه‌خراش جگر ریش من است
  8. شمارهٔ ۶۸ آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست
  9. شمارهٔ ۶۹ زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکست
  10. شمارهٔ ۷۰ چشم عیبت چو نباشد گل و خاشاک یکی‌ست
  11. شمارهٔ ۷۱ از خارخار وصل گلم دل فگار نیست
  12. شمارهٔ ۷۲ ای دل می امید دگر بر تو حرام است
  13. شمارهٔ ۷۳ فتنه‌جویی ز بت خویش مرا باور نیست
  14. شمارهٔ ۷۴ مرو ز دیده که جام جهان‌نما اینجاست
  15. شمارهٔ ۷۵ از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بست
  16. شمارهٔ ۷۶ به گریه سحر و آه شب دلم شادست
  17. شمارهٔ ۷۷ عشق را چون شعله غیر از سوختن دربار نیست
  18. شمارهٔ ۷۸ لیلی‌اش در دل و گوشش به صدای جرس است
  19. شمارهٔ ۷۹ آنکه دایم می‌خراشد سینه ما ناخن است
  20. شمارهٔ ۸۰ بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست
  21. شمارهٔ ۸۱ از غم نمی‌خورد دل اهل جنون شکست
  22. شمارهٔ ۸۲ نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است
  23. شمارهٔ ۸۳ خطش را کس به جز من مبتلا نیست
  24. شمارهٔ ۸۴ شب دل ناشکر من آرام با خنجر نداشت
  25. شمارهٔ ۸۵ از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
  26. شمارهٔ ۸۶ هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
  27. شمارهٔ ۸۷ باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
  28. شمارهٔ ۸۸ گشادی طره و مشک ختن سوخت
  29. شمارهٔ ۸۹ نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ تا آفت غم لازمه طبع شراب است
  31. شمارهٔ ۹۱ زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
  32. شمارهٔ ۹۲ جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
  33. شمارهٔ ۹۳ دوران نگر که سینه‌اش از کینه صاف نیست
  34. شمارهٔ ۹۴ مرا چو لاله ز بخت سیه رهایی نیست
  35. شمارهٔ ۹۵ ز بوی او به دل غنچه ارمغانی هست
  36. شمارهٔ ۹۶ غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست
  37. شمارهٔ ۹۷ بازآی که سینه‌ام کباب است
  38. شمارهٔ ۹۸ آنکه در هر چین زلفش صدمه کنعان گم است
  39. شمارهٔ ۹۹ هنوز چشم امیدم به رهگذاری هست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ خانه‌ام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است
  41. شمارهٔ ۱۰۱ وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است
  42. شمارهٔ ۱۰۲ خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
  43. شمارهٔ ۱۰۳ تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ هر سر موی من از دود تو در فریادست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ لذت شادی نداند جان چو با غم خو گرفت
  47. شمارهٔ ۱۰۷ هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت
  48. شمارهٔ ۱۰۸ رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشت
  49. شمارهٔ ۱۰۹ چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند
  50. شمارهٔ ۱۱۰ طبیب من چه شد گر مهربان نیست؟
  51. شمارهٔ ۱۱۱ نیست باکی گر به دستم غنچه سیراب نیست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ داغ دلم گلی ز گلستان آتش است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ من لبالب آروز، لیک آرزوی دل یکی‌ست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ دل در برم ز ناله پنهان لبالب است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ چنان دلم شب هجران بر آتش غم سوخت
  56. شمارهٔ ۱۱۶ شب نیست کز فراق توام سینه داغ نیست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ایام بهارست و هوای چمنم نیست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
  59. شمارهٔ ۱۱۹ پیغام وداع آمد و با گوش به جنگ است
  60. شمارهٔ ۱۲۰ مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست

متن اشعار به نقل از گنجور.