پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

گشادی طره و مشک ختن سوخت

نقاب از رخ فکندی و چمن سوخت

اسیران غمت را آتش عشق

چو تار شمع در یک پیرهن سوخت

نشستی با رقیب و من کبابم

زدی آتش به غیر و جان من سوخت

نگشتم آشنای کس ز مهرت

مرا داغ غریبی در وطن سوخت

برآمد دود از جان زلیخا

مگر یعقوب در بیت‌الحزن سوخت؟

ندارد بر جگر چون لاله داغی

دلم بر حال برگ نسترن سوخت

به عهد استوار خویش نازم

که چون قدسی دلم را در کفن سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰تا آفت غم لازمه طبع شراب است
  2. شمارهٔ ۹۱زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
  3. شمارهٔ ۹۲جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
  4. شمارهٔ ۹۳دوران نگر که سینه‌اش از کینه صاف نیست
  5. شمارهٔ ۹۴مرا چو لاله ز بخت سیه رهایی نیست
  6. شمارهٔ ۹۵ز بوی او به دل غنچه ارمغانی هست
  7. شمارهٔ ۹۶غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست
  8. شمارهٔ ۹۷بازآی که سینه‌ام کباب است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.