پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

بازآی که سینه‌ام کباب است

بی روی تو حال دل خراب است

دلگرمی من ز دیدن توست

این آینه رو بر آفتاب است

هر گوشه چشم فتنه‌بارت

طوفان کرشمه و عتاب است

مینای دلم پی شکستن

هم‌بیعت شیشه حباب است

هرگز دلم از تپش نیاسود

سیماب طلسم اضطراب است

پیداست ز شام طره تو

صبحی که سراسر آفتاب است

از پرده چشم من ز مردم

تا نقش پی تو در نقاب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹هنوز چشم امیدم به رهگذاری هست
  2. شمارهٔ ۱۰۰خانه‌ام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است
  3. شمارهٔ ۱۰۱وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است
  4. شمارهٔ ۱۰۲خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
  5. شمارهٔ ۱۰۳تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
  6. شمارهٔ ۱۰۴تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
  7. شمارهٔ ۱۰۵هر سر موی من از دود تو در فریادست
  8. شمارهٔ ۱۰۶لذت شادی نداند جان چو با غم خو گرفت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.