پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

خانه‌ام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است

همنشینم جغد از یک سو، ز یک سو بلبل است

نکته‌ای تا کرده از سیرابی زلفش رقم

از رطوبت خامه‌ام گویی که شاخ سنبل است

کی به گوشش می‌رسد فریاد محرومان باغ؟

بس که گوش گل ز جوش بلبلان پرغلغل است

خواری عشقم مبین، بنگر قبای غنچه را

ابره گر از خار دارد، آستر برگ گل است

از دل قدسی به شهر و کو چه می‌جویی سراغ؟

جان آن دیوانه، چین زلف و قید کاکل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
  2. شمارهٔ ۱۰۳تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
  3. شمارهٔ ۱۰۴تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
  4. شمارهٔ ۱۰۵هر سر موی من از دود تو در فریادست
  5. شمارهٔ ۱۰۶لذت شادی نداند جان چو با غم خو گرفت
  6. شمارهٔ ۱۰۷هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت
  7. شمارهٔ ۱۰۸رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشت
  8. شمارهٔ ۱۰۹چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.