پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

هر سر موی من از دود تو در فریادست

ناله‌ام نغمه نی نیست که گویی بادست

دیده بی‌نور شود گر نکنم گریه چو شمع

مردم چشم مرا خانه ز سیل آبادست

تندی خوی تو از تاله فرو بسته لبم

ورنه حیثیت مرغان چمن فریادست

برگ سبزی به چمن کو که نشوید ابرش؟

بر خط سبز مکن تکیه که سرو آزادست

بر سر چارسوی عشق هنرمندانند

هرکه شاگردی این طایفه کرد استادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت
  2. شمارهٔ ۱۰۸رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشت
  3. شمارهٔ ۱۰۹چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاند
  4. شمارهٔ ۱۱۰طبیب من چه شد گر مهربان نیست؟
  5. شمارهٔ ۱۱۱نیست باکی گر به دستم غنچه سیراب نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۲داغ دلم گلی ز گلستان آتش است
  7. شمارهٔ ۱۱۳من لبالب آروز، لیک آرزوی دل یکی‌ست
  8. شمارهٔ ۱۱۴دل در برم ز ناله پنهان لبالب است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.