پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

دل در برم ز ناله پنهان لبالب است

ناقوس پرصداست کز افغان لبالب است

عشقم برد به میکده، زان روی که جای می

خم‌های او ز خون شهیدان لبالب است

هرگز به دل تصور مرهم نکرده‌ام

با آنکه ریش سینه ز پیکان لبالب است

ره نیست خواب را، که ز خونابه دلم

پیمانه‌وار دیده گریان لبالب است

زین چشم اشک‌بار و دل پاره‌پاره‌ام

روی زمین ز لولو و مرجان لبالب است

قدسی نمی‌زند مژه بر هم که دیده‌اش

از آرزوی دیدن جانان لبالب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶شب نیست کز فراق توام سینه داغ نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۷ایام بهارست و هوای چمنم نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۸کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
  4. شمارهٔ ۱۱۹پیغام وداع آمد و با گوش به جنگ است
  5. شمارهٔ ۱۲۰مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست
  6. شمارهٔ ۱۲۱روح‌القدس ار دیده گشاید به جمالت
  7. شمارهٔ ۱۲۲نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت
  8. شمارهٔ ۱۲۳پیوسته فکر وصل بتان پیشه من است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.