پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت

ناقه مجنون نه روزی از همین صحرا گذشت؟

گر جفایی آید از ارباب دنیا بر دلت

بگذران، چون عاقبت می‌باید از دنیا گذشت

غنچه بر روح قدح خندید کامشب در چمن

مستی بوی گلم از باده حمرا گذشت

گر بود صد کوه از آهن، کجا تاب آورد

آنچه بر من دوش از هجران او تنها گذشت

هر سر خاری که می‌بینم، به مجنون دشمن است

ناقه لیلی مگر روزی ازین صحرا گذشت؟

نامه‌ای کش عشق طغرا شد، مخوان تا آخرش

زانکه هر مضمون که خواهی یافت، در طغرا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴بیگانه‌ای اگر نه به جانانه آشناست
  2. شمارهٔ ۱۲۵جز خیال تو مرا در سر سودایی نیست
  3. شمارهٔ ۱۲۶کس چه داند از چه در دل آه شبگیرم شکست
  4. شمارهٔ ۱۲۷تبخاله خون بر لبم از سوز درون است
  5. شمارهٔ ۱۲۸از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
  6. شمارهٔ ۱۲۹با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
  7. شمارهٔ ۱۳۰هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
  8. شمارهٔ ۱۳۱منم که نور خرد در چراغ من غلط است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.