پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

منم که نور خرد در چراغ من غلط است

بجز هوای جنون در دماغ من غلط است

سرود مرغ من الماس بر جگر پاشد

ترانه‌سنجی بلبل به زاغ من غلط است

نگه ز دیدن آن، ریش گردد ای همدم

برو که دیده گشودن به داغ من غلط است

تمام، خون دل است و فشرده الماس

نبرده پی لب من، یا ایاغ من غلط است

نشان پا طلبد خصر و من به وادی عشق

به دیده می‌سپرم ره، سراغ من غلط است

تمام شعله شوای طایر حرم، زنهار

به بال و پر هوس گشتِ باغ من غلط است

طبیب گو مده آزار خود، که چون قدسی

اسیر گشته عشقم، فراغ من غلط است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت
  2. شمارهٔ ۱۳۴می دید رویت آینه و دیده برنداشت
  3. شمارهٔ ۱۳۵از ضعف، ناله‌ام به سراغ اثر نرفت
  4. شمارهٔ ۱۳۶هرچند در میانه اخوان تمیز نیست
  5. شمارهٔ ۱۳۷صوت بلبل را شنیدم ناله زاری نداشت
  6. شمارهٔ ۱۳۸ما را ز دست جور تو پای گریز نیست
  7. شمارهٔ ۱۳۹ره‌زدن درخانه کار چشم فتّان بوده است
  8. شمارهٔ ۱۴۰کرده بیهوشم خیال آن دو چشم می‌پرست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.