پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

هرچند در میانه اخوان تمیز نیست

داند خرد که مصر سخن بی عزیز نیست

سررشته سخن همه چیز آورد به دست

چون بنگری برون ز سخن هیچ چیز نیست

آگه ز حال سوختگانت که می‌کند؟

شمع از میانه رفته و پروانه نیز نیست

نقد حیات خود به هوس می‌دهی ز دست

ورنه بهای کون و مکان یک پشیز نیست

اوراق ساده تا بود و کلک عنبرین

زنهار غم مخور که غلام و کنیز نیست

بنمای ای فلک که درین بوستان‌سرای

در غورگی کدام هنرور مویز نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ما را ز دست جور تو پای گریز نیست
  2. شمارهٔ ۱۳۹ره‌زدن درخانه کار چشم فتّان بوده است
  3. شمارهٔ ۱۴۰کرده بیهوشم خیال آن دو چشم می‌پرست
  4. شمارهٔ ۱۴۱دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت
  5. شمارهٔ ۱۴۲مرا به ناله شد آن سرو سیم‌تن باعث
  6. شمارهٔ ۱۴۳خواهد دل من شربت دیدار و دگر هیچ
  7. شمارهٔ ۱۴۴نظر بر آینه خوبان چو بی‌نقاب کنند
  8. شمارهٔ ۱۴۵لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.