پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

نظر بر آینه خوبان چو بی‌نقاب کنند

ز شوق، آینه را مضطرب چو آب کنند

مراد خلق ز یک دیدن تو حاصل شد

دگر نماند دعایی که مستجاب کنند

چه طالع است ندانم که صبح عاشق را

چو شام، پرده رخسار آفتاب کنند

به روز حشر نماند سیاه‌نامه کسی

اگر سیاهی بخت مرا حساب کنند

ز تیرگی نشمارند در حساب شبش

ز عمر، روز خوشم را گر انتخاب کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶بی روی تو کارم همه با دیده تر بود
  2. شمارهٔ ۱۴۷آنان که مرا جورکش یار نوشتند
  3. شمارهٔ ۱۴۸هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
  4. شمارهٔ ۱۴۹باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
  5. شمارهٔ ۱۵۰فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
  6. شمارهٔ ۱۵۱قضا ز خانه چو رختم بر آستانه نهاد
  7. شمارهٔ ۱۵۲خلاصی‌ام ز کمند تو در ضمیر مباد
  8. شمارهٔ ۱۵۳از چشمه‌سار چشمم از بس که نم برآید
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.