پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

آنان که مرا جورکش یار نوشتند

بر عاشقی کوه‌کن انکار نوشتند

چون تخته اطفال ز دل حرف پریشان

هرچند که شستیم دگربار نوشتند

مرغان حرم شکوه آزادگی خویش

گرد قفس مرغ گرفتار نوشتند

ای دیده به حسرت نگران باش که خوبان

بر روز جزا وعده دیدار نوشتند

پنهان چه کنی عشق که راز دل منصور

بر روی زمین با قلم دار نوشتند

شد لوح شفا شسته مگر سوی مسیحا

یک حرف ز حال من بیمار نوشتند؟

در دیر و حرم جز سخن عشق ندیدم

هرجا که خطر بر در و دیوار نوشتند

قدسی مکن از تیرگی بخت شکایت

کآیینه ما قابل زنگار نوشتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
  2. شمارهٔ ۱۵۰فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
  3. شمارهٔ ۱۵۱قضا ز خانه چو رختم بر آستانه نهاد
  4. شمارهٔ ۱۵۲خلاصی‌ام ز کمند تو در ضمیر مباد
  5. شمارهٔ ۱۵۳از چشمه‌سار چشمم از بس که نم برآید
  6. شمارهٔ ۱۵۴نگاهم از فروغ عارضت در چشم تر سوزد
  7. شمارهٔ ۱۵۵باز از مرغان دلم حرف سمندر می‌زند
  8. شمارهٔ ۱۵۶جوش می‌ام چو خم به خروش آشنا نکرد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.