پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

باز از مرغان دلم حرف سمندر می‌زند

پیک آهم شعله جای نامه بر سر می‌زند

با خیال روی شیرین هرکه گیرد خلوتی

روح فرهادش ز غیرت حلقه بر در می‌زند

شرح احوال اسیران سر بسر سوز دل است

نامه ما شعله در بال کبوتر می‌زند

دوش در بزمت حریفی از زبان شیشه گفت

می‌خورد خون دل ما هرکه ساغر می‌زند

چون به خلوت بینمش با کس که می‌میرم ز رشک

گر به گرد خانه‌اش روح‌الامین پر می‌زند

می‌شود چشمی و می‌گرید به حالش خون دل

در چمن هر گل که قدسی بی تو بر سر می‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷به هیچ، ناخن ما را کی اعتبار کند؟
  2. شمارهٔ ۱۵۸از کینه هیچ‌کس گر هم بر جبین ندید
  3. شمارهٔ ۱۵۹فلک ز کین به مه فتنه‌جوی من ماند
  4. شمارهٔ ۱۶۰کنعانی ما را غم یعقوب نباشد
  5. شمارهٔ ۱۶۱تا لبت را میل سوی باده و پیمانه شد
  6. شمارهٔ ۱۶۲در جلوه‌گری چون تو کسی یاد ندارد
  7. شمارهٔ ۱۶۳به کف عاشق چو گل، خون دل خود را نگه دارد
  8. شمارهٔ ۱۶۴دگر چراغ که در طور حسن روشن شد؟
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.