پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

کنعانی ما را غم یعقوب نباشد

تا چند کند صبر، دل ایوب نباشد

نرگس که سر افکنده به پیش، آفت دلهاست

کی دل برد آن دیده که محجوب نباشد

در دیده خلد رنگ گلم چون خس و خاشاک

در گلشن اگر جلوه محبوب نباشد

هرجا که بود یار، رسد سیل سرشکم

پیغام مرا واسطه مکتوب نباشد

دل را به خیال غمش ای غیر چه داری؟

با صورت زشت آینه مطلوب نباشد

رو دامن غم گیر که سیلی‌خور شرم است

هر دل که به این سلسله منسوب نباشد

قدسی به طواف دلم آمد غم مجنون

این لطف، سزای من مجذوب نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲در جلوه‌گری چون تو کسی یاد ندارد
  2. شمارهٔ ۱۶۳به کف عاشق چو گل، خون دل خود را نگه دارد
  3. شمارهٔ ۱۶۴دگر چراغ که در طور حسن روشن شد؟
  4. شمارهٔ ۱۶۵مرا عشق تو گاهی پرورد دل، گاه جان سوزد
  5. شمارهٔ ۱۶۶دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کرد
  6. شمارهٔ ۱۶۷غنچه بی لعل تو زندانی گلشن باشد
  7. شمارهٔ ۱۶۸کی غم دهر خراب می نابم دارد؟
  8. شمارهٔ ۱۶۹شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.