پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کرد

گل خواست به دامن کند از بید، غلط کرد

با آمدنت، رفتن شب، دوش یکی بود

گویا که ترا صبح به خورشید غلط کرد

خوش در پی ناکامی‌ام افتاده، مگر بخت

حرمان مرا باز به امید غلط کرد؟

آهنگ محبت نبود ساز فلک را

کو ناله ناقوس، که ناهید غلط کرد

از تیرگی بخت دمادم دل قدسی

خود را به غم از حسرت جاوید غلط کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸کی غم دهر خراب می نابم دارد؟
  2. شمارهٔ ۱۶۹شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۷۰چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد
  4. شمارهٔ ۱۷۱نشاط ما اسیران از دل اندوهگین باشد
  5. شمارهٔ ۱۷۲نه هرکه مرد ازو در جهان اثر ماند
  6. شمارهٔ ۱۷۳طایر عشقم و از شعله پرم ساخته‌اند
  7. شمارهٔ ۱۷۴کی بی توام نظاره به چشم آشنا شود؟
  8. شمارهٔ ۱۷۵باز تیر ستمت رخنه‌گر جان که شد؟
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.