پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

طایر عشقم و از شعله پرم ساخته‌اند

مگر از جوهر فیض نظرم ساخته‌اند؟

به تماشای تو چون قطره خون اهل نظر

هر نفس از مژه‌ای جلوه‌گرم ساخته‌اند

پیشتر زانکه پراکنده شود بوی بهار

به نسیمی ز قدح بی‌خبرم ساخته‌اند

چه عجب گر شود از شعله غم تازه گلم

عشقم و زآب و هوای دگرم ساخته‌اند

قدسی آن بی‌سروپایم که چو خورشید، بتان

محو جاوید در اول نظرم ساخته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵باز تیر ستمت رخنه‌گر جان که شد؟
  2. شمارهٔ ۱۷۶مرا چو کار بدان زلف تابدار افتاد
  3. شمارهٔ ۱۷۷چشم ترم گهی که به آن خاک پا رسد
  4. شمارهٔ ۱۷۸کسی چگونه دلم را پی سراغ شود
  5. شمارهٔ ۱۷۹هرگزم دیده چنین مایل دیدار نبود
  6. شمارهٔ ۱۸۰نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد
  7. شمارهٔ ۱۸۱چه باشد جان که عاشق در ره جانان برافشاند
  8. شمارهٔ ۱۸۲محفل دردی طلب، از سیر شهر و کو چه سود
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.