پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد

باز این نهفتنی سخنم بر زبان فتاد

طفلی بود که خون دلم خورده جای شیر

هر قطره اشک کز مژه خون‌فشان فتاد

غوغای رستخیز برآمد ز هر طرف

چشمت مگر به نیم‌نگه در زمان فتاد؟

در دیده‌ام خیال تو هرچند سیر کرد

هرجا نظر فکند بر آب روان فتاد

آگه ز حال غرقه به خونان نه‌ای، ای رفیق

کشتی ز موج‌خیز غمت بر کران فتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲محفل دردی طلب، از سیر شهر و کو چه سود
  2. شمارهٔ ۱۸۳هر لحظه‌ام بتان به غمی آشنا کنند
  3. شمارهٔ ۱۸۴دل خواست که برخیزد ازان کو، بتر افتاد
  4. شمارهٔ ۱۸۵تا عشق مرا بر سر بازار نیاورد
  5. شمارهٔ ۱۸۶بر سر پیمانه غم هرگز این صحبت نبود
  6. شمارهٔ ۱۸۷کس چرا بیهده با مردم عالم باشد
  7. شمارهٔ ۱۸۸در دل بوالهوس ار ذوق محبت می‌بود
  8. شمارهٔ ۱۸۹سزد چو جلوه حسنت نظاره‌خواه شود
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.