پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

سزد چو جلوه حسنت نظاره‌خواه شود

که صد حیات خضر صرف یک نگاه شود

برد خجالت اگر مدعی بود یوسف

برای دعوی حسنت چو خط گواه شود

دلم برای تو خون و به غیرتم که مباد

ز گریه خون دلم را به دیده راه شود

نظر جدا ز تو در دیده نیشتر گردد

نفس ز هجر تو در سینه برق آه شود

مزن بر اختر بخت من ای فلک پهلو

شبت مباد که چون روز من سیاه شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱موسم گل چون حریفان جای در بستان کنند
  2. شمارهٔ ۱۹۲ز مژگان بوالهوس را در غمت کی خون به بار آید؟
  3. شمارهٔ ۱۹۳آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود
  4. شمارهٔ ۱۹۴از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
  5. شمارهٔ ۱۹۵کسی کو عشق‌بازی پیشه دارد
  6. شمارهٔ ۱۹۶گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
  7. شمارهٔ ۱۹۷رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
  8. شمارهٔ ۱۹۸به بزم دوش حدیث تو در میان افتاد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.