پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد

چاک‌های سینه‌ام خمیازه بر خنجر کشد

انفعال خامی از پروانه‌ام دارد خجل

آتشی کو تا مرا در سلک خاکستر کشد؟

ای جگر، یک سیل خون کم گیر از یک آبله

تا به کی منت، لب خشکم ز چشم تر کشد

عافیت دارد به تنگم ز اختلاط ساخته

کو بلا تا همچو مشتاقان مرا در بر کشد

طبع قدسی با شراب عافیت دمساز نیست

بزم دردی کو که از دست بلا ساغر کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
  2. شمارهٔ ۱۹۷رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
  3. شمارهٔ ۱۹۸به بزم دوش حدیث تو در میان افتاد
  4. شمارهٔ ۱۹۹ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
  5. شمارهٔ ۲۰۰میرم ار خوی ستمکاری ز سر بیرون کند
  6. شمارهٔ ۲۰۱در مجلسی که احباب شرب مدام کردند
  7. شمارهٔ ۲۰۲گفتم از عشقت کشم دامن گریبان‌گیر شد
  8. شمارهٔ ۲۰۳رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.