پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

گفتم از عشقت کشم دامن گریبان‌گیر شد

سر کشیدم، گردنم تا پای در زنجیر شد

کاوکاو چشمه اندازد ز صافی آب را

آنقدر در گریه کوشیدم که بی‌تاثیر شد

از خدنگ عشق، پیکانی که شد در سینه جمع

کوهکن را تیشه گردید و مرا زنجیر شد

ذوق تنهایی و دام غم چه می‌پرسی که چیست

عندلیبی را که با گل در گلستان پیر شد

گرچه عمری کرد تدبیر رهایی از غمش

عشق چون آمد، خرد شرمنده تدبیر شد

عشق چون قایم شود راحت کند آزار را

آنچه در پیمانه‌ام خون بود اکنون شیر شد

چون بنای دوستی هرگز نمی‌گردد خراب

عشق هر ویرانه‌ای را کز پی تعمیر شد

دیدن روی جوانان چشم روشن می‌کند

دیده یعقوب در هجران یوسف پیر شد

تیر عشقت از دل قدسی نشد هرگز خطا

رد نگردد هرچه از روز ازل تقدیر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد
  2. شمارهٔ ۲۰۵سنبل زلف تو خط بر سنبل تر می‌کشد
  3. شمارهٔ ۲۰۶مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
  4. شمارهٔ ۲۰۷ای خوشدلی برو که غمینم سرشته‌اند
  5. شمارهٔ ۲۰۸عجب قیدی‌ست عشق سخت بنیاد
  6. شمارهٔ ۲۰۹دلم پروای این و آن ندارد
  7. شمارهٔ ۲۱۰باده گر فردا خورم، عالم کنون پر می‌شود
  8. شمارهٔ ۲۱۱آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.