پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

ای خوشدلی برو که غمینم سرشته‌اند

درمان گداز و درد گزینم سرشته‌اند

از آب و خاک کعبه و بتخانه نیستم

نه دوستم، نه خصم، چنینم سرشته‌اند

نگذاشت شغل عشق به کار دگر مرا

گویا که از برای همینم سرشته‌اند

عاشق کجا و تیره‌دلی این گمان مبر

سر تا قدم ز نور یقینم سرشته‌اند

قدسی برای سجده گلبن در این چمن

چون برگ گل تمام جبینم سرشته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹دلم پروای این و آن ندارد
  2. شمارهٔ ۲۱۰باده گر فردا خورم، عالم کنون پر می‌شود
  3. شمارهٔ ۲۱۱آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
  4. شمارهٔ ۲۱۲دگر به وسوسه توبه‌ام دماغ نماند
  5. شمارهٔ ۲۱۳بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند
  6. شمارهٔ ۲۱۴هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
  7. شمارهٔ ۲۱۵آن غنچه‌ام که راز دلم بر ملا نشد
  8. شمارهٔ ۲۱۶در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.