پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

آسودگی نصیب دل زار کس مباد!

مرهم وبال سینه افگار کس مباد!

بس دلشکسته‌ایم ز آسوده‌خاطری

یا رب که عافیت پی آزار کس مباد!

شادم به کوچه‌گردی عالم چو آفتاب

آسایشم ز سایه دیوار کس مباد!

شد زهد شیخ و برهمن آمد به راه عشق

دل در گرو به سبحه و زنار کس مباد!

تا دل به خون خویش نغلتد، نمی‌شود

این صید خون‌گرفته، گرفتار کس مباد!

قدسی ز غنچه دلت آتش علم کشید

این گل، نصیب گوشه دستار کس مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند
  2. شمارهٔ ۲۱۴هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
  3. شمارهٔ ۲۱۵آن غنچه‌ام که راز دلم بر ملا نشد
  4. شمارهٔ ۲۱۶در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟
  5. شمارهٔ ۲۱۷هرکجا زنده‌دلان شست دعا بگشایند
  6. شمارهٔ ۲۱۸یا رب چرا به درد دلم دیروا رسید
  7. شمارهٔ ۲۱۹آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داد
  8. شمارهٔ ۲۲۰رنجیدن تو باعث نومیدی من شد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.