پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

در چمن کی دلم از فیض هوا بگشاید؟

پرده بگشا که ز رویت دل ما بگشاید

عیش این باغ به اندازه یک تنگدل است

کاش گل غنچه شود تا دل ما بگشاید

بر سر نکهت زلفت چو صبا می‌لرزم

که مبادا سر زلف تو صبا بگشاید

عمرها رفت که لب‌تشنه تیغ ستمیم

رحمتی کو که رگ ابر بلا بگشاید

بوی پیراهن یوسف به صبا باز دهند

هر کجا یوسف من بند قبا بگشاید

گر بود بوی سر زلف تو همراه صبا

بوستان دست به تاراج صبا بگشاید

تا که از سینه برون کرده غمی باز، که عشق

می‌فرستد به دلم مژده که جا بگشاید

آسمان چون مه نو، گر همه ناخن گردد

نتواند گره از رشته ما بگشاید

هیچ‌کس رشته ز مکتوب دلم باز نکرد

سر این نامه مگر روز جزا بگشاید

قدسی از عشق رهایی مطلب کاین صیاد

بند بر دل چو نهد، رشته ز پا بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸یا رب چرا به درد دلم دیروا رسید
  2. شمارهٔ ۲۱۹آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داد
  3. شمارهٔ ۲۲۰رنجیدن تو باعث نومیدی من شد
  4. شمارهٔ ۲۲۱به عزم جلوه چو آن گلعذار برخیزد
  5. شمارهٔ ۲۲۲چون کشته نگاه تو سوی کفن رود
  6. شمارهٔ ۲۲۳لبت به خنده شیرین چو همنفس گردد
  7. شمارهٔ ۲۲۴ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لاله‌گون افتد
  8. شمارهٔ ۲۲۵می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.