پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

چون کشته نگاه تو سوی کفن رود

جان ز تن برون شده بازش به تن رود

بوی گلاب از نفسش می‌توان شنید

آن را که بر لب از گل رویت سخن رود

جذب محبت است که گلگون عنان خویش

بربوده از سوار و سوی کوهکن رود

زحمت مکش رقیب، که در فصل گل به باغ

بلبل کند ترانه و زاغ و زغن رود

قدسی ترحم است بر احوال آنکه او

از کوی دوست با دل پرخون چو من رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لاله‌گون افتد
  2. شمارهٔ ۲۲۵می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
  3. شمارهٔ ۲۲۶نشاه می‌خواستم از باده، خمارم دادند
  4. شمارهٔ ۲۲۷من و آیینه حسنی که تابش را بسوزاند
  5. شمارهٔ ۲۲۸نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
  6. شمارهٔ ۲۲۹ناله‌ای کردم، خروش اهل شیون تازه شد
  7. شمارهٔ ۲۳۰در هجرت، از شکست، دلم را اثر نماند
  8. شمارهٔ ۲۳۱اسیر عشق تو از ننگ کفر و دین میرد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.