پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

در هجرت، از شکست، دلم را اثر نماند

زین پیش بی تو بود قرارم، دگر نماند

شمعی که تازه کشته شود، دودش اندک است

بازآ که بی تو یک نفسم بیشتر نماند

ای بلبلان، بقای شما باد در چمن

کز ما به نیم چاشت چو شبنم اثر نماند

وقتی به پرسش دلم آمد خدنگ یار

کز گریه نیم قطره خون در جگر نماند

بر من ز باغ وصل چنان بسته‌اند راه

کامیدواری‌ام به نسیم سحر نماند

قدسی چنان گداخت ز تاثیر درد عشق

کز نام‌بردنش به زبانها خبر نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲مسیح دید لبت، رنگ او دگرگون شد
  2. شمارهٔ ۲۳۳گر گشایم لب دمی، عالم پر افغان می‌شود
  3. شمارهٔ ۲۳۴کی دواجو بود آن دل که ز دردش دم زد
  4. شمارهٔ ۲۳۵ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد
  5. شمارهٔ ۲۳۶بهر هر دیوانه گر ویرانه‌ای پیدا شود
  6. شمارهٔ ۲۳۷زورم به یک اشاره ابرو نمی‌رسد
  7. شمارهٔ ۲۳۸عالمی بر خویش بالیدم چو از من یاد کرد
  8. شمارهٔ ۲۳۹هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مباد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.