پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

بهر هر دیوانه گر ویرانه‌ای پیدا شود

کی من بی‌خانمان را خانه‌ای پیدا شود؟

شمع با آن سرکشیها، تا نگاه واپسین

چشم بر راه است تا پروانه‌ای پیدا شود

از شراب معرفت، نومید نتوان زیستن

پای خم گیریم تا پیمانه‌ای پیدا شود

فیض بسیارست اما فیض‌جویان کمترند

پر بر آرد سنگ اگر دیوانه‌ای پیدا شود

ذره‌ای از دوست خالی نیست پیش عارفان

شمع بسیار است اگر پروانه‌ای پیدا شود

با جوانان می‌کنم پیرانه سر اظهار عشق

تا برای کودکان افسانه‌ای پیدا شود

سعی اگر ناقص نباشد، هیچ‌کس بی‌فیض نیست

خاک هر دهقان که بیزی، دانه‌ای پیدا شود

دست شمشاد از کجا، آرایش زلف از کجا

صبر کن تا درخور مو، شانه‌ای پیدا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸عالمی بر خویش بالیدم چو از من یاد کرد
  2. شمارهٔ ۲۳۹هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مباد
  3. شمارهٔ ۲۴۰هنوز از ناله‌ای صد شعله در جان می‌توانم زد
  4. شمارهٔ ۲۴۱دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد
  5. شمارهٔ ۲۴۲یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کرد
  6. شمارهٔ ۲۴۳بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد
  7. شمارهٔ ۲۴۴چشمی که با غبار درت آشنا شود
  8. شمارهٔ ۲۴۵مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.